Nach Genre filtern

مجله تریبون

مجله تریبون

Tribunpluse

مجله جامعه چند فرهنگی ایران

176 - يوسف عزيزی بنی‌طرف: ایران، کی 'ایران' شد
0:00 / 0:00
1x
  • 176 - يوسف عزيزی بنی‌طرف: ایران، کی 'ایران' شد

    نگرشی به نامواژه‌ی 'ایران' در درازنای تاریخ

    نام 'ایران' برای نخستین بار در عهد ساسانیان (۲۲۴- ۶۵۱م) مطرح شد که در مقابل اش 'انیران' جای داشت و هر دو منطقه، تابع امپراتوری ساسانی بودند. 'ایران' و 'انیران'، مفاهیم صرفا دینی و زردشتی بودند و کاربردشان در امپراتوری های قرون وسطا -که عمدتا ویژگی های دینی داشتند– قابل فهم است. لذا نامواژه 'ایران' در آن روزگار حامل هیچ گونه دلالت‌های قومی و نژادی نبود و تنها در سده‌های نوزده و بیست بود که شرق‌شناسان اروپایی، مفهوم سیاسی ناسیونالیستی و نژادی را بار آن کردند و مورخان ایرانی در قرن بیستم، آن را از اروپاییان گرفتند. و به نظر می رسد که یونانیان نخستین بار نام 'پرسیا' را در باره ایران کنونی به کار گرفتند، گرچه این سرزمین، هم در گذشته و هم اکنون -نه فقط پارسیان- بلکه اقوام و ملت ها و نژادهای گوناگونی را در بر گرفته است.

    در واقع از زمانی که تماس یونانیان با 'ایران' آغاز شد و آنان قبرهای شاهان هخامنشی را در پارس (استان فارس کنونی) دیدند، نام 'پرسیا' را بر آن نهادند، گرچه خودشان -یعنی یونانیان- معتقد بودند که قلمرو هخامنشی وسیع‌تر از 'فارس' بود و ممالک و شاهان دیگری را شامل می‌شد. به نظر می‌رسد که عرب‌ها و مسلمانان نام 'بلاد فارس' را از یونانیان گرفته باشند.

    Sun, 31 Dec 2023 - 11min
  • 175 - حسن محدثی‌ گیلوایی: تاریخ سرکوب‌گران یا تاریخ سرکوب‌شده‌ها؟! درنگی در روز سرکوب آذربایجان

    تاریخ سرکوب‌گران با تاریخ سرکوب‌شده‌ها فرق دارد. تاریخ‌نویسی‌ سرکوب‌گران با تاریخ‌نویسی‌ سرکوب‌شده‌ها هم فرق دارد. تاریخ‌نویسی‌ سرکوب‌گران در خدمت بازتولید تاریخ سرکوب‌گران است.سرکوب شده‌های تاریخ معمولا صدا ندارند. صدا دادن به بی‌صدایان دشوارترین کار است. گاه بی‌صدایان تاریخ خود علیه صدا دهنده‌گان‌شان می‌ایستند؛ زیرا فرآیندی به نام استحمار وجود دارد، زیرا روایت سرکوب‌کننده‌های تاریخ به‌سان حقیقت مزینِ مطلق و مسلم، جلوه‌گر می‌شود و اکنون نیاز به رخنه‌گری (breakthrough)  دارد و رخنه‌گری در حقیقت مزین برساخته‌ شده‌ تاریخ، دشوارترین کارها است.رخنه‌گری در حقیقت مزین برساخته شده‌ی تاریخ، با دگرنویسی آغاز می‌شود. دگرنویسی مهم و خردکننده است. دگرنویسی از جزئی‌ترین تعابیر و کلمات آغاز می‌شود و رفته‌رفته بسط می‌یابد. مثلا وقتی که می‌نویسی رضا شاه موصوف به کبیر، محمدرضا شاه موسوم به آریامهر، دگرنویسی را آغاز می‌کنی و بذر تشکیک در حقیقت مزین برساخته‌شده‌ی تاریخ می‌کاری؛ تشکیک در سرشت شوکت‌مندی‌ یک شوکت‌مند تاریخ و تشکیک در تاریخی که تحت لوای شوکت‌مندان تاریخ روایت شده است.تاریخ‌نگاری‌ سرکوب‌گران است که صدای شوکت‌مندان (کورش، داریوش، نادر، چنگیز، ...) تاریخ را پژواک می‌دهد. اما تاریخ‌نگاری‌ سرکوب‌شده‌ها و طردشده‌ها می‌خواهد صدای بی‌صدایان تاریخ و صدای بی‌شوکتان تاریخ باشد.

    Sun, 31 Dec 2023 - 03min
  • 174 - داریوش مبارکی: عدم به‌رسمیت‌شناسی هویت‌های قومی در یک سده‌ی اخیر

    ایران کشوری است متشکل از گروه‌های زبانی (قومی) و دینی گوناگون که در درازنای تاریخ در این سرزمین زیست کرده‌اند. این امر، در یک سده‌ی اخیر از سوی حکومت‌های پهلوی و جمهوری اسلامی و در ذیل دو گفتمان «ناسیونالیسم باستان‌گرایانه» و «اسلام شیعی» نادیده گرفته شده است.گفتمان اول با تعریف از یک «ملت واحد» و دیگری با تعریف از یک «امت واحد»، کوشیده‌اند از یک روایت خاص به قیمت به حاشیه‌راندن روایت‌های دیگر بهره برده و «دیگری» را نادیده بگیرند. پرداختن به ابعاد مختلف این نادیده گرفتن از حوصله‌ی این بحث خارج است و در این‌جا فقط می‌کوشیم به یکی از اقدامات رضاشاه در مواجه با گروه‌های زبانی (قومی) بپردازیم و آن مربوط به سیاست‌های هویتی رضاشاه در مواجهه با اسامی و نام‌های قومی است.
    آبراهامیان معتقد است که رضاشاه با بهره‌گیری از ارتش، بوروکراسی و پشتیبانی دربار توانست نظام سیاسی را به‌دست گیرد (آبراهامیان، ۱۳۹۱: ۱۷۱). از دیگر سو، برخلاف حکام پیشین، رضاشاه نه تنها تعلق ایلیاتی نداشت بلکه فرهنگ ایلیاتی را سدی در برابر مدرنیزاسیون خود می‌دانست و آن‌ها را تهدیدی برای امنیت کشور تلقی می‌کرد. لذا با فرهنگ ایلیاتی به مقابله برخاست (لمتون،۱۳۶۲: ۵۰۰). بنابراین رضاشاه می‌کوشید هر آن‌چه را که نشانه‌ای از فرهنگ ایلی دارد از بین ببرد.

    Sun, 31 Dec 2023 - 05min
  • 173 - فرانک فرید: نگاهی زنانه به فاجعه نابودی دریاچه ارومیه

    این مقاله با آوردن مقدمهٔ مختصری از پیشینهٔ دریاچهٔ اورمیه، در شروع اشاره‌ای به داستان «اورمیا» الههٔ دریاچه اورمیه به‌عنوان سمبل افسانه‌ای آن دارد، سپس به نقش زنان در اعتراضات به خشکاندن دریاچه اورمیه و تلاش‌های آنان برای احیا یا جلوگیری از تبعات خشک شدن آن (چه در قالب نهادهای مدنی، چه به‌صورت فردی) در حدِ وسعِ مقاله پرداخته است.  در بخشی از مقاله سعی شده تا ازتئوری تلاقی یافتگی تبعیض‌ها (نظریهٔ اینترسکشنالیتی) با علاوه کردن یک بحران زیست‌محیطی در کنار تبعیض‌‌های معمول این نظریه (که عمدتا بر اساس نژاد،جنسیت، طبقه شکل گرفته است)بهره ببرد تاشاید بتوان به تبیین همه‌جانبه‌تری از تبعات یک بحران زیست‌محیطی، ( اثرات خشک شدن دریاچه) بر زنان، (چه زنان کنشگر و چه زنان ساکن متأثر از خشک شدن دریاچه در منطقه) دست یافت. در بخش دیگری از مقاله، توصیفِ زندگی زنان روستایی متاثر از خشک شدن دریاچه، از زبان کنشگران و در بخش پایانی توصیف وضعیت این زنان از زبان خودشان آمده است. و در پایان به راه حل‌های احتمالی (عمدتا زن‌محور) پیش رو می‌پردازد. 

    Sun, 24 Dec 2023 - 12min
  • 172 - شیوا فرهمندراد:‌ زهر در گفتمان آذربایجان! شنیدی که فلانی هم پان‌ترک شده

    - شنیده‌ای که فلانی هم پان‌ترکیست شده؟

    - ا ِ. ِ . ِ؟ نَ . َ . َه! راست میگی؟

    - آره!

    - آخه اون که پسر (یا دختر) خوبی بود؟

    - آره، ولی رفته قاتی این "آذربایجانچی"ها...

    - چه حیف! من نمی‌فهمم این پان‌ترکیست‌ها اصلاً حرف حسابشون چیه. چی می‌خوان؟ جدا بشن که چی بشه؟ برن بچسبن به قول خودشون به "آذربایجان شمالی"؟ حیف، حیف! من دیگه باهاش حرف نمی‌زنم!

    به‌گمانم گروهی از خوانندگان این سطرها گفت‌وگویی کم‌وبیش مشابه را این‌جا و آن‌جا شنیده‌اند. اندکی پس از این گفت‌وگو داغ ننگ "پان‌ترکیست" بر پیشانی آن "فلانی" زده می‌شود و صرف‌نظر از این‌که او چه گفته یا چه کرده، نام و وجودش در "لیست سیاه" قرار می‌گیرد. این فضا از کجا آمده؟ چهل سال پیش، در دههٔ پنجاه خورشیدی، به‌کلی عکس این فضا در میان دانشجویان و روشنفکران و مبارزان غلبه داشت. در آن هنگام نام آذربایجان بسیار جاذبه داشت و مترادف بود با کار و زحمت و مبارزه، انقلاب، خیزش، دلاوری، ایستادگی، ترانه‌های زیبا، بایاتی‌های زیبا، زبان صمد بهرنگی، آشیق‌ها، رشید بهبودوف، بلبل، شور امیروف و اپراهای هیجان‌انگیز. جوانان بسیاری خواستار فراگرفتن زبان ترکی آذربایجانی بودند. من خود چندین کلاس یک‌نفره و دونفرهٔ آموزش زبان آذربایجان برای کسانی که بی داشتن رگ‌وریشهٔ آذربایجانی عاشق این زبان بودند در دانشگاه (و در زندان) داشتم. هر بار که کتابچهٔ دوزبانهٔ "اپرای کوراوغلو" را تکثیر می‌کردم (از سال ۱۳۵۳) دویست نسخهٔ آن تنها ظرف چند دقیقه "غارت" می‌شد و بسیاری سخت خشمگین و دلخور می‌شدند از این که نسخه‌ای به آنان نرسیده‌است، تا در تکثیر بعدی صحنه‌های مشابه تکرار شود. چندین شخص غیر آذربایجانی را می‌شناسم که به کمک همین کتابچهٔ اپرا ترکی آذربایجانی آموختند. ساعت‌ها در اتاق خوابگاه دانشجویی می‌نشستم و با وسایلی ابتدایی از روی صفحه‌های ۳۳ دور کمیاب، نوارهای کاست موسیقی آذربایجانی پر می‌کردم. این نوارها را حتی کسانی که هیچ ترکی نمی‌دانستند همچون ورق زر می‌بردند، و من به دشواری می‌توانستم تقاضاهایی را که پیوسته می‌رسید بر آورم.

    Sun, 24 Dec 2023 - 10min
Weitere Folgen anzeigen