Filtra per genere

شعر کست | SherCast

شعر کست | SherCast

Boutigha Podcast

پادکستی برای شنیدن اشعار خوب و درجه یک و معروفِ شعر و ادبیات فارسی

(محتوای تکمیلی در بوطیقا)


Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

143 - صد و چهل و دو - گفتگو با گل
0:00 / 0:00
1x
  • 143 - صد و چهل و دو - گفتگو با گل

    ‌مجیر بیلقانی

    ‌گل صبح دم از باد برآشفت و بریخت

    ‌با باد صبا حکایتی گفت و بریخت

    ‌بدعهدی عمر بین که گل در ده روز

    ‌سر بر زد و غنچه کرد و بشکفت و بریخت

     

    ‌انوری ابیوردی

    ‌با گل گفتم شکوفه در خاک بخفت

    ‌گل دیده پر آب کرد از باران گفت

    ‌آری نتوان گرفت با گیتی جفت

    ‌بنمای گلی که ریختن را نشکفت

    ‌

    ‌انوری ابیوردی

    با گل گفتم ابر چرا می‌گرید

    ماتم زده نیست بر کجا می‌گرید

    گل گفت اگر راست همی باید گفت

    بر عمر من و عهد شما می‌گرید

     

    انوری ابیوردی

    با گل گفتم چون به چمن برگذریم

    چون از همه باغ آرزوی تو بریم

    گل گفت مرا چو نیک درمی‌نگریم

    از روی بقا برابر یکدیگریم

     

     

    عبید زاکانی

    ای عبید این گل صد برگ بر اطراف چمن

    هیچ دانی که سحرگاه چرا می‌خندد

    با وجود گره غنچه و آن تنگ‌دلی

    حکمتی هست نه از باد هوا می‌خندد

    چون ثبات فلک و کار جهان می‌بیند

    بر بقای خود و بر غفلت ما می‌خندد

     

    لینک های پادکست‌

    ‌‌پادکست بوطیقا - قسمت سی و سوم

    ‌شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا‌

    حمایت مالی از پادکست: حامی باش | دارمت

    معرفی پادکست : ویرادیو

    تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com

     

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    Fri, 21 Aug 2026 - 6min
  • 142 - صد و چهل و یک - لایِ شراب:‌ صائب تبریزی‌

    ‌صائب تبریزی‌

     

    مَریز آبِ رُخِ خود مَگَر بَرایِ شَراب

    که در دو نَشأَه بُوَد، سُرخ‌رو، گِدایِ شَراب

    مَن این سُخَن زِ فَلاطونِ خُم‌نِشین دارَم

    عِلاجِ رِخنَهِ دِل نیست غِیرِ لایِ شَراب

    هزار سالِ دِگَر مانده اَست ریزَد آب

    زُلالِ خِضر به آن روشنی به پایِ شَراب

    حُباب‌وار سَرِ فَردی، از جَهان دارَم

    بَر آن سَرَم که کُنم در سَرِ هَوایِ شَراب

    به اِحتیاط زِ دَستِ خَضر پیالِه بِگیر

    مَباد آبِ حَیاتَت دَهَد به جایِ شَراب

    گِره زِ غُنچَهِ پیکان گُشودَن آسان اَست:

    نَسیمِ نَی چو شَوَد جَمع با هَوایِ شَراب

    همان گروه که ما را زِ بادِه مَنع کُنند

    که عَقل را نتوان داد رونَمایِ شَراب:

    کُنند سادِه زِ خَطّ ِ کَتابه مَسجِد را

    اَگَر کِتاب بِگیرَند در بَهایِ شَراب

    کُنم به وَصفِ شَراب آنقَدَر گُهَرباری

    که زُهدِ خُشک شَوَد تِشنَه‌ی لِقایِ شَراب

    کُدام دَرد به این دَرد می‌رَسَد صائِب؟

    که در بَهار نَدارَم به کَف بَهایِ شَراب‌

     

    لینک های پادکست‌

    ‌‌پادکست بوطیقا - قسمت سی و دوم

    ‌شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا‌

    حمایت مالی از پادکست: حامی باش | دارمت

    معرفی پادکست : یکی مثل تو

    تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com

     

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    Thu, 06 Aug 2026 - 3min
  • 141 - صد و چهل - پیران با تدبیر:‌ صائب تبریزی‌

    ‌صائب تبریزی‌

    ‌‌سهل مشمر همتِ پیرانِ با تدبیر را

    ‌کز کمان بال و پر پرواز باشد تیر را

    ‌دشمنِ خونخوار را کوته به احسان ساز، دست

    ‌هیچ زنجیری به از سیری نباشد شیر را

    ‌حسن را خطِ غبارش بی‌نیاز از زلف کرد

    ‌احتیاجِ دام نبود خاکِ دامنگیر را

    ‌ریشهٔ نخلِ کهنسال از جوان افزون‌ترست

    ‌بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را

    ‌عقلِ دوراندیش بر ما راهِ روزی بسته است

    ‌ور‌نه هر انگشت پستانی است طفلِ شیر را

    ‌باد‌پیمایی است عاجز‌نالی آهن‌دِلان

    ‌نیست در دلها سرایت، نالهٔ زنجیر را

    ‌جوی شیر از قدرتِ فرهاد می‌بخشد خبر

    ‌می‌توان در زخم دیدن جوهرِ شمشیر را

    ‌کشورِ دیوانگی امروز معمور از من است

    ‌من بپا دارم بنای خانهٔ زنجیر را

    ‌خنده کز دل نیست چون سوفار، نتواند گشود

    ‌عقدهٔ پیکانِ زهرآلود از دل تیر را

    ‌می رسد آزارِ بدگوهر به نزدیکان فزون

    ‌نوبرِ زخم از نیامِ خود بود شمشیر را

    ‌در‌گذر از چشم‌بوسیدن که شد دور از کمان

    ‌تیر تا بوسید چشم حلقهٔ زهگیر را

    ‌در حرم هر کس گناهی کرد، حَدَّش می‌زنند

    ‌نگذراند عشق از همصحبتان تقصیر را

    ‌عالَمی را کُشت و دست و تیغِ او رنگین نشد

    ‌تیزیِ شمشیر، پاک از خون کند شمشیر را

    ‌سالها شد با گرفتاری بهم پیچیده‌ایم

    ‌چون کند آب‌ِ روان از خود جدا زنجیر را؟

    ‌عقل کامل می‌شود از گرم و سردِ روزگار

    ‌آب و آتش می‌کند صاحب‌برش شمشیر را

    ‌برنمی‌گردد براتِ قسمتِ حق، خون مخور

    ‌نیست ممکن باز‌گردیدن به پستان شیر را

    ‌نیست ممکن صائب از دل عقدهٔ غم وا‌شود

    ‌ناخنی تا هست در کف پنجهٔ تدبیر را

    ‌

    لینک های پادکست‌

    ‌‌پادکست بوطیقا - قسمت سی و دوم

    ‌شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا‌

    حمایت مالی از پادکست: حامی باش | دارمت

    معرفی پادکست : یکی مثل تو

    تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com

     

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    Fri, 24 Jul 2026 - 5min
  • 140 - صد و سی و نه - قند وصل: مولانا

    ‌مولانا

    ‌چون جانْ تو می‌سِتانی چون شِکَّر است مٌردن

    ‌با تو ز جانِ شیرین شیرین‌تر است مٌردن

    ‌بردار این طَبَق را زیرا خلیلِ حق را

    ‌باغ است و آبِ حیوان گَر آذر است مردن

    ‌این سَر نشانِ مُردن وآن سَر نشانِ زادن

    ‌زان‌سَر کَشی نمیرد، نی، زین مراست مردن

    ‌بُگذار جسم و جان شو, رَقصان بِدان جهان شو

    ‌مَگریز اگر چه حالی, شور و شَر است مردن

    ‌والله به ذاتِ پاکش, نُه چرخ گشت خاکش

    ‌با قندِ وَصل, همچون حلواگر است مردن

    ‌از جان چرا گریزیم؟ جان است جان سپردن

    ‌وز کان چرا گُریزیم کان زر است مردن

    ‌چون زین قَفس بِرَستی در گلشن است مَسکن

    ‌چون این صَدَف شکستی, چون گوهر است مردن

    ‌چون حق تو را بخواند, سوی خودت کشاند

    ‌چون جنت است رفتن, چون کوثر است مردن

    ‌مرگ آیِنه‌ست و حسنت در آینه دَرآمَد

    ‌آیینه بَربگوید: خوش مَنظَر است مردن

    ‌گر مؤمنی و شیرین, هم مؤمن است مرگت

    ‌ور کافریّ و تلخی, هم کافر است مردن

    ‌گر یوسفیّ و خوبی، آیینه‌ات چنان است

    ‌ور نی در آن نِمایش هم مُضطَر است مردن

    ‌خامش که خوش‌زبانی چون خضر جاودانی

    ‌کز آب زندگانی کور و کر است مردن


    لینک های پادکست‌

    ‌‌پادکست بوطیقا - قسمت سی و دوم

    ‌شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا‌

    ‌حمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقا‌

    معرفی پادکست : عشق داند

    تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    Wed, 31 Dec 2025 - 6min
  • 139 - صد و سی و هشت - عَقیقِ یَمان: سعدی

    ‌‌سعدی

    ‌روزی که زیرِ خاک تنِ ما نهان شود

    ‌وانها که کرده‌ایم یکایک عیان شود

    ‌یارب به فضلِ خویش ببخشای بنده را

    ‌آن دم که عازمِ سفرِ آن جهان شود

    ‌بیچاره آدمی که اگر خود هزار سال

    ‌مهلت بیابد از اجل و کامران شود؛

    ‌هم عاقبت چو نوبتِ رفتن بدو رسد

    ‌با صدهزار حسرت از اینجا روان شود

    ‌فریاد از آن زمان که تنِ نازنینِ ما

    ‌بر بسترِ هوان فِتد و ناتوان شود

    ‌اصحاب را ز واقعهٔ ما خبر کنند

    ‌هر دم کسی به رسمِ عیادت روان شود

    ‌و آن کس که مشفق‌ است و دلش مهربانِ ماست

    ‌در جستنِ دوا به برِ این و آن شود

    ‌وانگه که چشم بر رخ ما افکند طبیب

    ‌در حال ما چو فکر کند، بدگمان شود

    ‌گوید «فلان شراب طلب کن که سود تست»

    ‌ما را بدان امید بسی در زیان شود؛

    ‌شاید که یک دو روزِ دگر مانده عمر ما

    ‌وآن یک دو روز بر سر سود و زیان شود

    ‌یاران و دوستان همه در فکر ِعاقبت

    ‌کاحوال بر چگونه و حال از چه سان شود؛

    ‌تا آن‌زمان که چهره بگردد ز حالِ خویش

    ‌و آن رنگِ ارغوانیِ ما زعفران شود

    ‌و آن رنج در وجود به نوعی اثر کند

    ‌کز لاغری بسان یکی ریسمان شود

    ‌در ورطهٔ هلاک فِتد کشتیِ وجود

    ‌نیز از عمل بماند و بی‌بادبان شود

    ‌آمد شدِ ملائکه در وقتِ قبض روح

    ‌‌چون بنگریم، دیدهٔ ما خون‌فَشان شود

    ‌ آوازه در سرای در افتد که «خواجه مرد»

    وز بمّ و زیر، خانه پر آه و فغان شود

    از یک طرف غلام بگرید به های های

    وز یک طرف کنیز به زاری‌کنان شود

    دُر یتیمِ گوهرِ یکدانه را ز اشک

    جَزْعِ دو دیده پر ز عَقیقِ یَمان شود

    تابوت و پنبه و کفن آرند و مرده شوی

    اورادِ ذاکران ز کران تا کران شود

    آرند نعش تا به لبِ گور و هر که هست

    بعد از نماز باز سرِ خانمان شود

    هر کس رود به مصلحتِ خویش و جسمِ ما

    محبوس و مستمند در آن خاک‌دان شود

    پس مُنکَر و نَکیر بپرسند حال ما

    وین جمله حُکمها ز پیِ امتحان شود

    گر کرده‌ایم خیر و نماز و خلافِ نفس

    آن خاک‌دانِ تیره به ما گلْسِتان شود

    ور جرم و معصیت بوَد و فسق کارِ ما

    آتش در اوفتد به لَحَد هم دُخان شود

    یک هفته یا دو هفته کم و بیش صبح و شام

    با گریه، دوستْ همدم و هم‌داستان شود

    حلوا سه چار صَحن شبِ جمعه چند بار

    بهرِ ریا به خانهٔ هر گورخوان شود

    وان همسرِ عزیز که از عِدّه دست داشت

    خواهد که باز بستهٔ عقدِ فُلان شود

    میراث‌گیرِ کم خرد آید به جست   و جوی

    پس گفت و گوی بر سرِ باغ و دکان شود

    نامی ز ما بمانَد و اجزای ما تمام

    در زیرِ خاک با غم و حسرت نهان شود

    و آنگه که چند سال برین حال بگذرد

    آن نام نیز گم شود و بی‌نشان شود

    و آن صورتِ لطیف، شود جمله زیر خاک

    و آن جسمِ زورمند کفیّ استخوان شود

    از خاک گورخانهٔ ما خشتها پزند

    و آن خاک و خشت دست کش گل گران شود

    دورانِ روزگار به ما بگذرد بسی

    گاهی شود بهار و دگرگه خزان شود

    تا روزِ رستخیز که اصنافِ خلق را

    تن‌ها ز بهرِ عَرض قرینِ روان شود

    حکمِ خدای عَزّ وَجَل کائنات را

    در فصلِ هر فَصیله به کلّی روان شود

    از گفتن و شنیدن و از کرده‌های بد

    در مَوقِفِ محاسبه یک یک عیان شود

    میزانِ عدل نصب کنند از برای خلق

    یک‌ سر سبک برآید و یک سر گران شود

    هر کس نگه کند به بد و نیکِ خویشتن

    آنجا یکی غمین و یکی شادمان شود

    بندند باز بر سرِ دوزخ پلِ صراط

    هر کس ازو گذشت، مُقیمِ جِنان شود؛

    و آن کس که از صراط بلرزید پایِ او

    در خواری و عذابِ ابد جاودان شود

    اشرار را حرارتِ دوزخ کند قبول

    و احرار را عنایتِ حق سایبان شود

    بس رویِ همچو ماه ز خجلت شود سیاه

    بس قدّ‌ِ همچو تیر ز هیبت کمان شود

    بس شخص بینوا که وُرا از عُلُّوّ ِ قَدْرْ

    عشرت‌سَرایِ جَنَّتِ اَعلیٰ مکان شود

    بس پیرِ مستمند که در گلشنِ مراد

    بوی بهشت بشنود و نوجوان شود

    مسکینْ اسیرِ‌نفس و هوا، کاندران مَقام

    با صد هزار غصه قرین هَوان شود

    برگی که از برای مطیعان کشد خدای

    عاصی چگونه در خورِ آن برگ‌خوان شود

    خرّم دلی که در حرم‌آبادِ امن و عیش

    حق را به خوانِ لطف و کرَم میهمان شود

    این کار دولتست، نداند کسی یقین

    سعدی! یقین به جَنَّت و خُلدَت چه سان شود‌‌‌


    لینک های پادکست‌

    ‌‌پادکست بوطیقا - قسمت سی و دوم

    ‌شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا‌

    ‌حمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقا‌

    معرفی پادکست : تاریخ از بیخ

    تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    Wed, 31 Dec 2025 - 14min
Mostra altri episodi