Filtrar por gênero

بهرنگ کست

بهرنگ کست

مرضیه محمدزاده

توی این پادکست داستان های صمد بهرنگی رو براتون میخونیم. عکس کانال از طرح های محسن ولیحی، طراح گرافیک خوش ذوق کشورمون هست که محبت داشتن و اجازه دادن از طرحشون استفاده کنیم. برای دیدن سایر طرح هاشون میتونین به صفحه اینستاگرام ایشون مراجعه کنین. @mohsen.valihi 9o

2 - بالاجا قارا بالیق
0:00 / 0:00
1x
  • 2 - بالاجا قارا بالیق

    داستان صوتی "ماهی سیاه کوچولو" نوشته صمد بهرنگی به زبان ترکی
    کارگردان : آرزو دهناد
    تهیه کننده : توحید دردائی
    ادیتور : مرضیه محمدزاده
    این قصه، سرگذشت ماهی سیاه کوچولویی است که در یک شب چله، ماهی پیری، ته دریا برای دوازده هزار تا از بچه ها و نوه هایش تعریف می کند: این ماهی سیاه کوچولو به همراه مادرش در جویباری زندگی می کرد. روزی تصمیم می گیرد آنجا را ترک کرده و برود ببیند در دنیا چه خبر است و آخر جویبار به کجا می رسد. وی علی رغم مخالفت های مادرش و همسایه ها قانع نمی شود. همسایه ها می خواهند که ماهی سیاه کوچولو را نیز مثل سلفش » حلزون پیچ پیچه » بکشند، که وی موفق می شود به کمک دوستانش جان سالم از معرکه بدر برده و مسافرت طولانی خود را آغاز نماید
    او در بین راه به کفچه ماهی ها برخورد می کند که پس از بحث و گفتگو با آنها با خشونت مادرشان قورباغه، مواجه می شود اما، ماهی سیاه کوچولو موفق می شود از خطر رهایی پیدا کند و در برود. سپس به خرچنگی می رسد. خرچنگ نیز قصد جان وی را می کند که پسر چوپانی از راه رسیده خرچنگ را می کشد. ماهی قهرمان قصه با مارمولکی دانا آشنا می شود که هم اطلاعاتی راجع بـه خطرات راه از وی می گیرد و هم خنجری، که بعدها به دردش می خورد. او هم چنان طی مسیر کرده با جانوران، انسانها و پدیده های مختلفی برخورد می کند.

    Sun, 18 Nov 2018 - 45min
  • 1 - ماهی سیاه کوچولو

    داستان صوتی "ماهی سیاه کوچولو" نوشته صمد بهرنگی به زبان فارسی
    کارگردان : آرزو دهناد
    تهیه کننده : توحید دردائی
    ادیتور : مرضیه محمدزاده
    این قصه، سرگذشت ماهی سیاه کوچولویی است که در یک شب چله، ماهی پیری، ته دریا برای دوازده هزار تا از بچه ها و نوه هایش تعریف می کند: این ماهی سیاه کوچولو به همراه مادرش در جویباری زندگی می کرد. روزی تصمیم می گیرد آنجا را ترک کرده و برود ببیند در دنیا چه خبر است و آخر جویبار به کجا می رسد. وی علی رغم مخالفت های مادرش و همسایه ها قانع نمی شود. همسایه ها می خواهند که ماهی سیاه کوچولو را نیز مثل سلفش » حلزون پیچ پیچه » بکشند، که وی موفق می شود به کمک دوستانش جان سالم از معرکه بدر برده و مسافرت طولانی خود را آغاز نماید
    او در بین راه به کفچه ماهی ها برخورد می کند که پس از بحث و گفتگو با آنها با خشونت مادرشان قورباغه، مواجه می شود اما، ماهی سیاه کوچولو موفق می شود از خطر رهایی پیدا کند و در برود. سپس به خرچنگی می رسد. خرچنگ نیز قصد جان وی را می کند که پسر چوپانی از راه رسیده خرچنگ را می کشد. ماهی قهرمان قصه با مارمولکی دانا آشنا می شود که هم اطلاعاتی راجع بـه خطرات راه از وی می گیرد و هم خنجری، که بعدها به دردش می خورد. او هم چنان طی مسیر کرده با جانوران، انسانها و پدیده های مختلفی برخورد می کند.

    Sun, 18 Nov 2018 - 42min